آراد نازدانه ی ما آراد نازدانه ی ما ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
عشق میان من و همسرم عشق میان من و همسرم ، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره
نيكان گليِ مانيكان گليِ ما، تا این لحظه: 8 سال و 28 روز سن داره

پسرانم آراد و نیکان

تا بماند به یادگار برای روزهای نوجوانی و جوانی عزیزانم از روزهایی که با عشق قد کشیدید و تک تک سلول های وجودمان رو لبریز از عطر خوش زندگی کردید

عيد ٩٨

1398/1/20 22:32
نویسنده : مامان رویا
327 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به پسرانم كه اين روزها تكه هاي جدا نشدني وجودمان شده اند و من از ثانيه هايت بودن در كنارشون ن هايت لذت رو ميبرم و سلامي هم به دوستان گلمان

 

راستي سال نو مبارك و آرزو ميكنم كه براي هممون تو سال جديد بهترين هاي زندگي رقم بخوره و در كنار عزيزامون زندگي هام شيرين تر بشه. 

ما همچنان در حال بزرگ كردن ميوه هاي وجودمان هستيم و از شما چه پنهان تمام وقت و تمام قد در اختيار خانواده هستيم و هر چند در اين ميان حمايت مادر جانمان كه مثل هميشه مثل كه پشت سرمان بوده و هست قابل ستايش است هر چند كيست كه بتواند قدردان اين همه مهرباني و گذشت و زحمت باشد. ولي خداييش مادر دو تا بچه بودن غيرقابل مقايسه ست با يه بچه. روزهاي زمستاني ما هم گذشت و الان نيكان گلي شش ماه را تمام كرده اند و وارد ٧ ماهگي شدند كلا پسرم خيلي وابسته است به اينجانب و همش دوست داردتحت هر شرايطي مادر در كنارش باشد پسر مهري ست ديگر آرادم هم كه با مدرسه حسابي مشغول

تعطيلات امسال عيد هم در شمال به سر سد گاهي در خانه ي مادر همسر جان و چندي هم در ويلاي ييلاقي پدرمان و كلا بيشتر وقت را در منزل سپري كرديم و بجز يه چند باري كه با همسر جان وقت را غنيمت شمرديم و از دست بچه ها رها شديم و تونستيم چرخي بزنيم. 

 

يك روز هم به رستوران محرم رفتيم و اولين تجربه ي رستوران ٤ نفره وحشتناك بود و غيرقابل توصيف از بالا آوردن آراد تو رستوران و گريه هاي نيكان و ....... و در نهايت ترجيح داديم زودتر محل رو ترك كنيم و بريم بعدش كلي با هم به اين بهونه خنديديم. نيكان اين روزها دو در تلاشِ تا چهار دست و پا بره و براي همين مواظبت كردن ازش يه خرده سخت تر شده و بايد همش حواست بهش باشه

آراد هم كلمات قصارش هر روز بيشتر از ديروز ميشه و منم كلي كيف ميكنم از اين همه هوش و سر زبونش

-آراد در حال مكالمه با عمه اش 

عمه اگه خونتون آتيش بگيره چه اشكالي داره زنگ بزن به يك دو پنج

عمه مگه تو مغز مني به من ميگي بخواب مغزم بايد بهم فرمان بده تا بخوابم

-ماماني شما تو خونه ي ما دخالت نكن مگه ما تو خونه ي شما دخالت ميكنيم

-خوش به خالت مامان بابا همش به تو توجه ميكنه اصلا با من كاري نداره همه چيز رو براي تو ميخره و همش هم به خرف تو گوش ميكنه

 

الان كه ميخوام بنويسم نميدونم چرا هيچ كدوم يادم نمياد

خلاصه در پايان آرزوي سالي پر از خير و بركت براي همه رو دارم

به همراه بهترين و ناب ترين لحظات

پسندها (5)

نظرات (2)

عمه فروغعمه فروغ
21 فروردین 98 0:06
سال نو مبارک 🌹
مامان صدرامامان صدرا
21 فروردین 98 8:38
عیدتون مبارک سال خوبی داشته باشین🌼🌹🌸